داستان کوتاه – راه آهن عشق

آوریل 27, 2009 at 4:54 ب.ظ. 3 دیدگاه

این داستان کوتاه رو چند روز پیش نوشتم . و حواشی زیادی داشت . این داستان رو به بقیه میدادم بخونن و پس از خوندن داستان به قیافشون نگاه می کردم ….خیلی دوست دارم نظر شما رو در مورد این داستان بدونم :

الان که اینجا هستم می دانم فرصت کافی برای فکر کردن به قضایای خاص را دارم . اتفاقا دیشب خیلی غذا خوردم ، مگر میشود آدم خورشتهای متنوع را ببیند و سفره جلویش پهن باشد و بتواند به چیزی غیر از غذا فکر کند  ، نمی دانم چطور توی آشفته بازار دستشویی دو خط موازی روی دیوار نظرم را به خودش جلب کرد و این فکر ذهنم را درگیر کرد که آیا این دو خط موازی در انتها به هم می رسند یا دلشان می خواهد تا انتها فقط دو خط موازی باقی بمانند ،فکر کنم این تنها بستگی به این داردکه هر دو خط نظر موافقی داشته باشند و در غیر این صورت اگر هر کدام راه خودش را برود که باید من روی قضیه دیگری کار کنم. به نظر شما این ممکن است که آنها راه خودشان را بروند و من بنشینم به خطوط موازیی که وجود ندارند فکر کنم ؟ من خودم را بهتر می شناسم و نمی توانم نظر قطعی بدهم .شما که هیچی نمی دانید چطور می خواهید در این باره نظر بدهید؟

دیوار دستشویی خیلی وقت است تعمیر نشده و خرابی های دیوار زیاد است. خرابی وسط دو خط موازیی که قبلا در موردش با شما حرف زدم شکل مردی را ایجاد کرده است که وسط یک ریل قطار نشسته و می خواهد خود کشی کند ،وقتی به طرز نشستنش نگاه می کنم می بینم به قصد خود کشی نیامده بلکه می توانم حدس بزنم وسط دو خط موازی می خواهد اجابت مزاج کند .به نظرتان این به این علت نیست که قضیه دستشویی و امورات مربوط به آن خیلی ذهنم را درگیر کرده است ؟ در انتهای دو خط موازی که دقت می کنم قطاری را می بینم که می خواهد توقف کند و قصد دارد مسافری را در ایستگاه بعدی پیاده کند شاید دو ایستگاه بعد و شاید سه ایستگاه بعد . مگر شما می دانید که او در کدام ایستگاه می خواهد پیاده شود؟ چه انتظاراتی مردم از آدم دارند واقعا خجالت اور است.بس است دیگر ،نشستن زیاد آدم را خسته می کند و فکر زیاد هم آدم را آلوده می کند .

راستی من داستان عشقم را برای شما گفته ام ؟ خوب آن را برایتان بازگو می کنم. آن روز که من او را در ایستگاه قطار دیدم احساس کردم می لرزم ، شاید هم قلب یا دلم می لرزید ، آخرش هم تفاوت دل و قلب را نفهمیدم ، شما اگر تفاوتشان را می دانید لطف کنید و به من تفاوتشان را بگویید .خودتان قضاوت کنید تفاوت دل و قلب را بدانم بهتر است یا ندانم ؟

قلب را چه عرض کنم .فکر کنم توی این دنیا خیلی چیزها به هم مرتبط باشد ، چرا که مغزم هم به همراه دلم شاید هم قلبم رفت . و من دیگر هیچ چیز نفهمیدم . مثل خری که به دنبال چمنزار می گشت من هم به دنبال شهین می گشتم . آره اسمش شهین بود ، به نظرم زیبا بود ، حتما زیبا بود چون اگر نبود چرا من این کارها را می کردم؟

همین که دارم داستان شهین را برایتان بازگو می کنم .تصویر چشمهایش را بر روی دیوار دستشویی می کشم . با این کار احساس لذت می کنم . شاید هم اشتباه می کنم و احساس لذت من به خاطر این است که شکمم خالی شده و از شر آن همه کثافت راحت شدم .

اولین باری که به محل کارم آمد را به یاد می آورم ، شهین را می گویم ، ما به هم لبخند می زدیم ، پدرم هم آنجا بود ، به نظرم برادر شهین که اگر درست حساب کرده باشم نیز آنجا بود . پدرم برای این آمده بود آنجا که از خانه خسته شده بود و می خواست ساعتی از زندگیش را به هدر دهد و می آمد پیش من و با من حرف می زد . حرفهای پدرم همیشه برایم تکراری بودند آخر روزهای قبل هم همان حرفها را می زد . من هر روز با دقت زیاد به حرفهای پدرم گوش می کردم به این امید که یک نکته جدید توی حرفهایش پیدا کنم ولی تلاشهایم بی فایده بود .گفته اند که نابرده رنج گنج میسر نمی شود و بر این اساس من روز بعد با دقت بیشتری گوش می کردم . فکر کنم به همین دلیل است که همه می گویند پسر حرف گوش کنی هستم .

برادر شهین نیز آمده بود که در کار با من شریک شود و در این باره با من حرف بزند ، من دل خوشی از او ندارم ولی خودتان که آگاه هستید که من عاشق شهین هستم و باید با دوستان او دوست و با دشمنان او دشمن باشم . گویا این سرنوشت من است که دوباره برادر شهین سرم کلاه بگذارد . درست فهمیدید و این نشانه آی کیوی بالای شماست . من این بار به حرفهای پدرم گوش ندادم و برادر شهین را نیز راضی کردم که بعدا در این باره صحبت می کنیم .چرا که شهین که بهتون گفتم که عاشقش بودم به محل کارم آمده بود . کاش آن روز به حرفهای پدرم گوش می دادم چون چند روز بعد فهمیدم که تغییراتی در حرفهایش ایجاد کرده است و درباره پدر شهین و کلاهی که سرش گذاشته بود بیشتر حرف می زد .البته این اتفاق مدت زمان زیادی ادامه نداشت و پس از مدتی حرفهای پدرم دوباره تکراری شد .

من آن روز را نتوانستم با شهین حرف بزنم .چرا که پدرم آنجا بود و برادرش که قبلا هم درباره اش با شما حرف زدم آنجا ماند و مصر بود با هم شریک شویم .

آن روز شهین رفت و قلب من از دوری او بی حس شد . گویا قلب بنده تمام عمر به دنبال این سوژه میگشت. یه نگاه عاقل اندر سفیه به قلبم انداختم و شانه هایم را بالا انداختم و به فکر شهین فرو رفتم .

لبخندهایش سلولهای زیادی از مغزم را در چنگال خود داشت و چشمانش گویا با من حرف می زد . من با دهان باز و چشمهای مات مبهوت این صحنه شده بودم. آری من شیفته او شده بودم، حتما شده بودم .شما بگویید اگر نشده بودم چرا دوری از او برایم قابل تحمل نبود ؟ و این به چه خاطر بود ، البته که او زیبا بود.

به زودی بر خودم مسلط شدم . شکمم را سفت گرفتم ، با اقتدار بلند شدم و شلوارم را بالا کشیدم . از دستشویی امدم بیرون . صدای زنم را می شنیدم که فریاد می زد که زود باش دیر می شود ؟ به گمانم چند بار دیگر در زمانی که در دستشویی بودم این صدا را شنیده بودم ولی اهمیتی نداده بودم شاید هم اهمیت داده بودم ولی کاری نمی توانستم بکنم . هر چه زودتر باید او را به ایستگاه قطار برسانم .مدتی را می خواهد پیش خانواده اش برود و بی شک این چند روز را آزاد خواهم بود، و در این چند روز می توانم هر کاری که دلم می خواهد انجام بدهم . نباید این نکته را فراموش کرده باشم که این چند روز را تنها خواهم بود . باید بتوانم برای این مشکل راه حلی پیدا کنم .البته که می توانم راهی پیدا کنم ، می توانم با پسرم حرف بزنم. راستی درباره زنم با شما حرف زده ام؟

ورودی دسته‌بندی شده در: داستان کوتاه. برچسب‌ها: , , , , .

نگاه من به فیلم قهوه و سیگار و جیم جارموش نگاه من به فیلم «نیوه مانگ» (نیمه ماه)

3 دیدگاه مال خود را بیافزایید

  • 1. صمد رحیمی  |  مه 2, 2009 در 8:59 ب.ظ.

    salam doste qadimi
    mer30 dastanetono khondam
    dari pishraft mikoni movafagh bashi

  • 2. شیری  |  مه 7, 2009 در 5:56 ب.ظ.

    سلام بر پایه گذار مکتب بزرگ سگیسم جناب آقای سگ بیل بیلکی
    ای شیطان پرست تو رو چه به نویسندگی
    برو آشت رو بخور

  • 3. بوي آسمان  |  مه 24, 2009 در 8:13 ق.ظ.

    بيل بيل بيل بيلك
    وجدانن بيل يادي از اون دوران كردي، يادش بخير
    الان دارم قاه قاه مي خندم
    آبگوشتي كه قبل از اعزام مادرت واسمون درست كرد.واقعاً چسبيد.
    بعدش با ميني بوس تا كرمانشاه
    روزهاي اول خيلي خسته بوديم،دلستر ها يادته ،توت فرنگياش
    از همه باحالتر بودند.
    هتل جزيره،بحث هامون با هم با لباس خاكي روي خاك،درد دل هاو…و…
    جداً يادش به خير
    خدايي دلم واسه يه شب ديگه باهم بودن تنگ شده.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

این نوشته را دنبالک کنید.  |  از راه آراِس‌اِس در دیدگاه‌ها مشترک شوید


درباره وبلاگ

وب نوشته های روح اله غضنفری در زمینه وب 2 ، سینمای هنری و معناگرا، ادبیات، موسیقی و دل گفته های خودم و هر آنچه که ازش لذت ببرم . من شیفته انسانم و در این وبلاگ بی شک از انسان حرف می زنم . انسانی که بی شرمانه فراموش شده و داره مرگ خودش رو در کنجی بی روح نظاره می کنه. امیدوارم لذت ببرین . مثل خوردن یه سیب کوچولو و خوشمزه

نوشته‌های تازه

RSS مطالب خواندنی

  • كامنت واردهیک هیئت از گرجستان برای ملاقات با استالین به مسکو
    كامنت واردهیک هیئت از گرجستان برای ملاقات با استالین به مسکو آمده بود. بعد از جلسه استالین متوجه شد که پیپ اش گم شده و از رئیس کا گ ب خواست تا ببیند آیا کسی از هیات گرجی پیپ او را برداشته یا نه. بعد از نیم ساعت ، استالین پیپ اش را در کشوی میزش پیدا کرد و از رئیس کا.گ.ب خواست که هیئت گرجی را آزاد کند. رئیس کا.گ.ب گفت:« متاسفم رفیق، تقریبا نصف هیئت اقرار کرده […]
  • جديدترين فيلترشكن‌ها -- داغ كنيد لطفا --
    نظرات
  • وبلاگ رسمی گوگل اعلام کرد: اضافه شدن زبان فارسی به مترجم گوگل!
    یکی از آرزوهای دیرینه کاربران اینترنت در ایران این بود که زبان فارسی هم مورد پشتیبانی مترجم گوگل قرار بگیرد. در شرایطی که ماه‌ها و سال‌ها از اضافه شدن زبان‌های عربی، چینی، کره ای، ژاپنی و ترکی به مترجم گوگل می‌گذشت، ما کم‌کم امید خود را به اضافه شدن زبان فارسی از دست داده بودیم، اما امروز وبلاگ رسمی گوگل خبر اضافه شدن زبان فارسی را اعلام کرد. ترجمه فارسی به […]
  • سوره محمود
    میم الف نون (1) و تو چه می‌دانی از محمود (2) که این محمود از سه رئیس جمهور قبل خود برتر است(3) او را از خاندانی شایسته مبعوث کردیم که تمام باجناق‌ها و داماد باجناق‌هایش جملگی از صالحین‌اند(4) و چون شتر خز شد در محمود تعقل کنید(5) او هر چه که بگوید حناق نگیرد و این نشانی است برای اهل تفکر (6) در چهارسال دولت او نشانه‌هایی برای مومنین قرار دادیم(6) همانا به مو […]
  • دوری کنید از کسی که اسهال دارد
    ‌گفتن: احمدی‌نژاد خوب رید به موسوی. گفتم: تو این چهارسال به یه کشور رید! میرحسین که جای خود داره..! Posted in وقایع و مناسبات
  • گشایش فستیوال کن با یک فیلم انیمیشن
    شصت و دومین فستیوال کن که مهم‌ترین رویداد هنری جهان به شمار می‌رود شب گذشته با نمایش فیلم انیمیشن سه بعدی «آپ» یا «بالا»، محصول مشترک والت دیسنی و یپکسار گشایش یافت. مراسم افتتاح فستیوال فیلم کن مطابق معمول هر سال در سالن بزرگ لومیر و با حضور هیات داوران بخش مسابقه‌ی کن و تعدادی از چهره‌های فرهنگی و سینمایی سرشناس فرانسه و جهان از جمله شارزال ناور خواننده‌ی […]
  • نمایش گربه‌های ایرانی قبادی در کن
    روز گذشته دو فیلم در فستیوال فیلم کن به نمایش درآمد از دو فیلم‌ساز مختلف با دو ملیت مختلف یکی از چین و دیگری از ایران که هر دو با تابوها و خطوط قرمز در محدوده سینمای رسمی کشورشان سرو‌کار داشتند. فیلم «کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره» ساخته بهمن قبادی به موضوع موسیقی زیر‌زمینی ایران مربوط بود. موسیقی که در ایران ممنوع بوده و از سوی برخی مقامات قضایی و شرعی د […]
  • فیس بوک چیست؟ Facebook
    قبل نوشت: عزیزانی که با فیس‌بوک کار کرده‌اند این نوشته را مطالعه نکنند که جز هدر دادن زمان کاری نکرده‌اند، قرار است به ساده‌ترین شکل فیس‌بوک تعریف شود. درودحتما نام Facebook را شنیده‌اید و یا شاید در آن کاربری هم ایجاد کرده‌اید اما سر از کارش در نیاورده‌اید!؟شاید هم سوالی در ذهنتان باشید، سوالی شبیه این که «فیس بوک چه چیزی دارد که آن را تا این حد معروف ساخته […]
  • RootKit چیست؟
    RootKit ها برنامه هایی هستند که از نظر ساختار کاری، بسیار شبیه Trojan ها و Backdoor ها هستند، ولی با این تفاوت که شناسایی RootKit بیسار مشکل تر از درب های پشتی است، زیرا RootKit ها علاوه بر اینکه به عنوان یک برنامه کاربردی خارجی مثل Netcat و ابزارهای درب پشتی مثل Sub7 بر روی سیستم اجرا می شوند، بلکه در عین حال جایگزین برنامه های اجرایی مهم سیستم عامل، و حتی […]
  • اينترنت ماهواره‏اي چطور كار مي‏كند
    اينترنت ماهواره‏اي چطور كار مي‏كند؟ دسترسي به اينترنت از طريق ماهواره، چنان سرعتي به نقل‏و انتقالات شما مي‏دهد كه باور كردني نيست. دسترسي به اينترنت از طريق ماهواره، يك دسترسي مافوق سريع است كه با استفاده از يك آنتن بشقابي مي‏تواند سرعت نقل و انتقالاتِ شما را به 400 كيلوبيت در ثانيه برساند. اين عدد را با 4 يا 5 كيلو‏بيت در ثانيه‏اي كه از طريق دسترسي تلفني با […]

RSS جدیدترین اخبار سینما

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

عکس های مورد علاقه من در فلیکر

endless white





More Photos

 

آوریل 2009
د س چ پ ج ش ی
« مارچ   مه »
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930  

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.